![]() | Beyonce - Halo .mp3 | ![]() |
| ||
![]() | Found at bee mp3 search engine | ![]() |

اینجا رو دارم دستخوش یه سری تغییرات میکنم بصورت اساسی.
میدونی چیه؟ یه روزایی هست که تو میشینی فکر میکنی میبینی ای دل غافل حیف اون همه وقت نازنینت که به یه عده بی سر و پا اختصاص داده بودی...حالا غصه ای نداره که....اون عده رو خیلی وقته شوت کردم بیرون. هم خودشون هم زمانی رو که بهشون اختصاص دادم. از کل زندگیم فقط چندساعت رو اصلا نادیده میگیرم. طوری نمیشه.
نه عقده دارم بنویسم بهم بخندن یا عکس زار و زندگی و بچه مو نشون بدم نه اینکه بشینم کنتور بندازم کامنتام رو بشمرم بیام بعدش ضجه ناله راه بندازم چرا کسی واسم کامنت نمیذاره نه اینکه دلم میخواد اصلا کسی از زندگیم سر دربیاره. اونایی که باید بدونن به روش دیگه ای میدونن.
حتما امسال هم عين سال هاي قبل بسيار موفق هستيم. صد در صد.
وبلاگ نويسي اونم اينجا توي يه جور عروسك بازيه به نظرم. خيلي هم عروسك بازيه.برام مهم نيست هركسي هرجوري دلش ميخواد ميتونه فكر كنه.
نه كسي ميتونه طرز تفكر من رو عوض كنه نه من ميتونم و نه ميخوام كه طرز فكر بقيه رو عوض كنم.
تجربه نشون داده اون كاري كه دوست داري بايد انجام بدي.همين و والسلام.
خب امروز بعداز مدتی داشتم به وبلاگ بچه هایی که حول و حوش پنج یا شیش سال دارن سرک میکشیدم...یه کسایی مثل ویانا که خیلی از همون اول دوستش داشتم یا علیرضا که ایران نبود و بعضياي ديگه...با ديدن عكساشون توي دلم ميگفتم وااااااي اين يكي چه نازتر شده يا اون يكي اينطوري شده اونطوري شده....همين مورد هم براي خود بنده صدق مي نومايد.
بابايي و ماماني و برديا مثل هميشه هستن و دارن زندگي خودشون رو ميكنن...كاري به كار كسي هم ندارند...شرور همون شرور سابقه منتها بزرگتر و پخته تر.
خيلي كارا ميكنم...خيلي حرفا میزنم و خيلي برنامه ها دارم...بگم داريم بهتره...سه تايي نقشه ميكشيم و تلاش ميكنيم تا به هدف برسيم...عين همه...وقت وبلاگ خوني هم واقعا ندارم. منهاي امروز كه چون سرما خوردم يهو ياد يه چيزي افتادم و خلاصه سر از اينجا درآوردم.
حوصله ندارم بيام يه سري چيز ميز بنويسم بعد روش رمز بذارم يا عكس بذارم بعد عين اين ننرهاي لوس ازخودراضي اعلام كنم عكسا رو ورداشتم. اگه ميخوام از زندگيم مطلع بشين ديگه چرا رمز بذارم...اگه بخوام عكسامو ببينين واسه چي حذفشون كنم؟
اگر هم دقت كرده باشين كليه پست هاي مربوط به سال هاي قبل يعني از هشتاد و پنج تا همين چندماه قبلو برداشتم...به نظرم موردي نداره كسي رو كه نميشناسم يا نميخوام (این کاما یا ویرگول کوشششش؟؟؟) سرش تو زندگي من باشه.
به نظرم اين عاقلانه ترين ديدگاه است كه هركس به فراخور حالات روحي و دروني و صدالبته بلوغ ذهني بهش ميرسه...با اون دوستاي مجازي كه تك و توك گلچين شده هستن و الان از دوستان واقعي عالي من هستن كه اوكي...ميگيم و ميخنديم...با چندنفر ديگه هم بصورت اي ميلي مراوده ميكنم.
خلاصه كه اينطورياس.